آقای من
هر کجا که رفتم رنگ و بوی عزای جدت را گرفته بود
همه, دوشادوش هم برای سیدالشهدا عزاداری میکنند
اما
تو در گوشه ای از عالم غریبانه برای جدت ضجه میزنی
خون گریه میکنی
جگرت آتش میگیرد
اما کسی نیست که دست روی دوشت بگذارد
یا تو را در آغوش گیرد
به تو تسلیت گوید
تا شاید جگرت اندکی سر سوزنی التیام یابد
اما
تو غریبانه و مظلومانه تنهایی
تنهای تنها
برگ سبز تحفه درویش