×

درباره میز واقعیتِ اخباری

اخباری کیست و اخباریت چیست؟
با حرف و حدیثهای فراوان و متناقض از مخالف و موافق
از ادعاهای طرفین گرفته تا مستندات
اما واقعیت چیست؟
حقیقت اخباریت کدام است؟
اخباری در واقعیت کیست؟
×

آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!

×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای
دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rssfacebooktwittertelegramtelegram
بسم الله الرحمن الرحیم
یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱
۲ جمادی الاولی ۱۴۴۴
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
مخرب‌ترین نظریات
مخرب‌ترین نظریات
دست يافتن به هر هدف مطلوب در صورتي ميسّر است كه منطق لازم آن شناخته و شيوه‌ي مناسب آن به كار برده شود. بر همين اساس نقد افكار و نظريات نيز ممكن نيست، مگر اين كه منطق و شگردهای صاحبان آن تفكر شناخته شود تا بتوان با شيوه‌ي مناسب آن با آن مقابله نمود. بنا بر اين در درجه‌ي اول بايد به شناخت پرداخت. همچنين سرمايه گذاري براي مقابله‌ي با يك اندیشه و نظریه‌ی باطل نيز بستگي به شناخت تأثيرات آن تفكر دارد. تهاجم نص‌زدگی که اخباریون نسخه شیعی آن هستند نیز از این امر مستثنا نیست. پیش از این در فصل «ويژگي‌ها و ضوابط حرکتهاي ادراکی» از بحث «گام به گام در جستجوی صلح» با گامهای کلی حرکت تدافعی آشنا شدیم. گام نخست «تفکیک تهاجم واقعی از تهاجم نمایی بود که شامل عناوین زیر بود: 1ـ تفكيك دفاع و ارشاد؛ 2ـ بازيابي وضعيت واقعي در دو مرحله‌ی الف‌ـ همگون سازي قالب با انگيزه و ب‌ـ تبديل تهاجم به پرسش. با این فرض که تهاجم را پذیرفته‌ایم، دیگر نیازی به تطبیق این گام در نوشتار حاضر وجود ندارد. هر چند به گمان این کوچکترین توجه تفصیلی دوباره به تمامی گامهای حرکت تدافعی در بحث یاد شده بسیار بایسته و شایسته است. و اما سایر گامها: بخش اول...
دروازه اخباریت
دروازه اخباریت
اگر «خردمندی» را عمده‌ترين ويژگی انسان بدانيم، «عقل‌گرايی» رقم می‌خورد.
«عقل‌گرايی» واقعی، نياز به وحی را رقم می‌زند و پای «نص‌گرايی» را به ميان می‌آورد.
«عقل‌گرايی» واقعی با «نص‌گرايی» واقعی، نه تنها هيچ مشکلی با هم ندارند، بلکه هر يک مکمِّل ديگری است و با فقدان هر يک، کمال واقعی و سعادت حقيقی انسان ناشدنی می‌گردد.
اما فاجعه‌ای که اتفاق افتاده، جدا سازی اين دو است…
احيانا ريشه‌ی خردمندانه «نص‌گرايی» می‌خشکد و از وحی، جز پوسته‌ای باقی نمی‌ماند. با شيفتگی به پوسته‌ی بی‌ريشه‌ی وحی، ديانت دچار بيماری نص‌پرستی و «نص‌زدگی» می‌شود.
عمده‌ترين آفت ديانت، «نص‌زدگی» است و حاصل آن هم حذف يا کم رنگ ساختن خرد، در ساحت دين است…
نسخه‌ی شيعی «نص‌زدگی»، همان تفکر «اخباری» است و «وهابيت» نيز نسخه‌ی سنی «نص‌زدگی» است.
اين دو فرقه، هزينه‌ی سنگينی را بر «اسلام کامل» تحميل کرده و همچنان می‌کند…
ساحت برخی از دانشمندان اخباری پاک‌تر از این است که برخی جاهلانه‌ها و ظالمانه‌ها و… به آنها نسبت داده شود…
طبقه سومی از اخباریون هم هستند که نه واقعا فقیه و دانشمند هستند و نه هم از علما شمرده می‌شوند. بیشتر جاهلانه‌ها و ظالمانه‌ها و… در این طبقه دیده می‌شود…
کانون لجاجتها و عنادها و جهالتها بیشتر طبقه سوم هستند که متأسفانه به خاطر حب ریاست و…، میداندار و میاندار جریانات اخباری‌گری هم هستند.
با تأکید مجدد بر مستند بودن تمامی آن چه پیش رو دارید و نیز شرمساری از ساحت اخباریون اهل تقوا و ورع این میز را می‌گشاییم.
شاقول اخباریت و اصولیت
شاقول اخباریت و اصولیت
شناخت اخباریت با سه نگرش یاد شده ممکن است:
۱) ریشه‌های تفکر اخباریت
۲) تعریفی است که اخباریون از خود و از اصولیون ارایه می‌دهند و بالعکس.
(البته با صرف نظر از درستی و نادرستی تعاریف ارایه شده. لذا تعاریف یاد شده نیاز به تحقیق و بررسی علمی دارد.)
۳) مبانی حاصل از تفکر اخباریت که در تضاد با مبانی اصولیون است.
اما در این میان شاقولی که به شناخت دقیق اخباریت کمک کند کدام است؟
تفکیک اصطلاح «نص‌گرایی»و «نص‌زدگی»
تفکیک اصطلاح «نص‌گرایی»و «نص‌زدگی»
اصطلاح «نص‌گرایی» در دو حوزه‌ی کاملا متفاوت به کار رفته است:
اصطلاح نخست «نص‌گرایی» در مقابل استقلال خرد و استغنای از وحی است.
این معنی از «نص‌گرایی»، امری مسلم و غیر قابل خدشه است.
از این مطلب مهم و عقلی با تعبیر «توقیفیت دین» یاد می‌شود…
اصطلاح دوم «نص‌گرایی» بر اساس دایره منابع و مستنداتی است كه در احكام الهی مورد اعتماد قرار می‌گیرد.
برخی، مستندات احكام الهی را منحصر به احادیث و روایت می‌دانند كه اصل این مطلب مشكلی ندارد.
اما تعریفی که از منابع وحی (روایات و احادیث) ارایه داده می‌دهند منحصرا شامل مطالبی است كه عین لفظ روایت (تأكید می‌كنم عین لفظ روایت) آن را بیان كند. این اصطلاح دوم «نص‌گرایی» است.
چشم‌ها را باز کنیم
چشم‌ها را باز کنیم
در بحث «دفاع از کدامين دين؟!» چنين گذشت: به باور اين بنده ديني كه بتوان صد در صد از عقلانيت آن دفاع كرد، منحصر به اسلام كامل است، و اسلام واقعي نيز در تشيع متبلور است، و استمرار حيات تشيع حقيقي را نيز جز در حوزه‌هاي علميه (با تمام كاستي‌هاي بسيار تلخ و فاجعه بار آن) نمي‌توان يافت. اصول اساسيِ دينِ اسلامِ كامل عبارتند از: الف‌ـ عقل و وحي (يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُG وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول‏…) ب‌ـ ميراث وحي نيز كتاب و عترت است (إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ…) ج‌ـ عِدلِ تفكيك ناپذير وحي، يعني عترت، همان مفسّر معصوم وحي (كتاب) است بنا بر اين پشتوانه‌ي فرياد عقلانيت دين، در تمامي كرانه‌هاي جهان، و در تمامي افقهاي تاريخ، اين سه ويژگي منحصر اسلام (يعني عقل، وحي و مفسر معصوم وحي) است، ويژگي‌هايي كه در هيچ مكتب الهي و بشري ديگري جز اسلام كامل (اسلام شيعي) نمي‌توان آن را...