×

درباره میز سایت قدیم اخباریت

اگر ريشه‌ی خردمندانه «نص‌گرايی» بخشکد، از وحی جز پوسته‌ای باقی نمی‌ماند و ديانت دچار بيماری «نص‌زدگی» می‌شود.
در دوران کنونی، نسخه‌ی شيعی «نص‌زدگی» همان تفکر «اخباری» است.
بیایید «اخباریت» و آثار آن را بشناسیم.
×

آرزوی رخصت...!


یا علی! ای آقای من!
ای نور خدایی در دل تاریکی‌ها!
ای ستون دین!


تو را سپاس می‌گویم که در سایه لطفت قدمی برداشتم.


تو، تویی!
و من، کمتر از مورچه در بارگاه سلیمان!
تو را از پیش‌کش کاری چنین اندک برتر می‌دانم؛
اما آرزومندم رخصت دهی تا کار ناچیزم را به نام تو زینت بخشم.
اگر چنین گردد متواضعانه بسی شادمان و مفتخرم.
شاید خدای از تقصیراتم بگذرد و آن را خالص بپذیرد.


تو پدر یتیمان و همسر بیوه زنان و حامی بی‌کسانی!
و من یتیمی غریب!
و خوب می‌دانی غم سنگین یتیم را، آن هم یتیمی غریب.
تو بر من منت گذاری اگر به افتخار این هدیه رخصت فرمایی،
و من سر به آسمان سایم اگر قبولت افتد.


آقای من ای علی فدایت گردم.


*****


مولای ياعلی!
يا نور الله فی ظلمات الارض!
يا عمود الدين!


أشکرک علی اتمام عملی هذا فی ظلک.


أنت أنت؛
و أنا أقل من النمل الی سليمان؛
فأُجِلّک من هديتی إليک؛
لکن أرجوک أن تأذن لی فی تزيين عملی هذا الحقير القلیل،
بوضع اسمک المقدس عليه،
سرورا و فخرا مع التواضع؛
لعل الله يتجاوز عن­تقصيری ويقبله خالصا


إنک زوج الارامل و ابو اليتامی و کافل الايتام،
و أنا يتيم غريب،
و أنت أعلم بشدة هموم اليتيم خاصةً إذا کان غريبا؛
فامنن علی بهذا الفخر!


مولای ياعلی روحی فداک!

×

جستجوی پیشرفته

جستجو در میزهای
دامنه جستجو


×

ارتباط با ما

info@aashtee.org :پست الکترونیک ما
rssfacebooktwittertelegramtelegram
بسم الله الرحمن الرحیم
یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱
۲ جمادی الاولی ۱۴۴۴
ابزار
  • نمایش دو ستون
  • نمایش درختواره
  • نمایش متن مقاله
  • بستن متن‌ها
درختواره
«نص‌زدگی» در امت نوح (امتحان تأخير فرج)
«نص‌زدگی» در امت نوح (امتحان تأخير فرج)
داستان دعوت نوح پیامبر علیه السلام و کیفیت نابودی کفار، شگفتی‌های فراوانی دارد. یکی از شگفتی‌هایی که در منابع وحی آمده است، داستان نزول فرج بر نوح و یارانش است. در این راستا دو حدیث که هر دو مکمّل یکدیگر هستند، نقل می‌کنیم و سپس به تجزیه و تحلیل آن می‌نشینیم. در حدیث بسیار جالبی از امام صادق علیه السلام درباره ویژگی‌های امام زمان عجل الله فرجه و غیبت آن حضرت آمده است: خداوند تأخیر در فرج آن حضرت را همانند تأخیر در فرج نوح پیامبر علیه السلام قرار داده است… به راستی هنگامی که نوح عذاب کفار قومش را از آسمان درخواست نمود، خداوند عز و جل جبرئیل روح الامین را همراه هفت دانه فرستاد و گفت ای پیامبر خدا به راستی که خداوند تبارک و تعالی به تو می‌فرماید: این مردم، آفریدگان و بندگان من هستند و من اینها را با صاعقه‌ای از صاعقه‌هایم نابود نمی‌کنم، مگر بعد از تأکید در دعوت به حق و الزام حجت (بیشتر) از این رو به تلاش در دعوت قومت به حق بازگرد که من بر این تلاش به تو ثواب می‌دهم و این دانه‌ها را بکار؛ چرا که در رویش و رشد و به ثمر نشستن آنها برای تو گشایش و خلاصی است؛ سپس مؤمنینی که از تو پیروی کرده‌اند به این امر مژده ده. هنگامی که (نوح دانه‌ها را کاشت و آنها سبز شده و) درختان سبز و قوی و تنومند شدند و شاخه دادند و به ثمر نشستند و میوه آنها رسید، پس از این زمان طولانی، نوح از خداوند سبحان و تعالی انجام وعده را خواستار شد، اما خداوند تبارک و تعالی به او فرمان داد (دوباره) از دانه(ی میوه‌ی) این...
تفکیک اصطلاح «نص‌گرایی»و «نص‌زدگی»
تفکیک اصطلاح «نص‌گرایی»و «نص‌زدگی»
اصطلاح «نص‌گرایی» در دو حوزه‌ی کاملا متفاوت به کار رفته است:
اصطلاح نخست «نص‌گرایی» در مقابل استقلال خرد و استغنای از وحی است.
این معنی از «نص‌گرایی»، امری مسلم و غیر قابل خدشه است.
از این مطلب مهم و عقلی با تعبیر «توقیفیت دین» یاد می‌شود…
اصطلاح دوم «نص‌گرایی» بر اساس دایره منابع و مستنداتی است كه در احكام الهی مورد اعتماد قرار می‌گیرد.
برخی، مستندات احكام الهی را منحصر به احادیث و روایت می‌دانند كه اصل این مطلب مشكلی ندارد.
اما تعریفی که از منابع وحی (روایات و احادیث) ارایه داده می‌دهند منحصرا شامل مطالبی است كه عین لفظ روایت (تأكید می‌كنم عین لفظ روایت) آن را بیان كند. این اصطلاح دوم «نص‌گرایی» است.
دروازه اخباریت
دروازه اخباریت
اگر «خردمندی» را عمده‌ترين ويژگی انسان بدانيم، «عقل‌گرايی» رقم می‌خورد.
«عقل‌گرايی» واقعی، نياز به وحی را رقم می‌زند و پای «نص‌گرايی» را به ميان می‌آورد.
«عقل‌گرايی» واقعی با «نص‌گرايی» واقعی، نه تنها هيچ مشکلی با هم ندارند، بلکه هر يک مکمِّل ديگری است و با فقدان هر يک، کمال واقعی و سعادت حقيقی انسان ناشدنی می‌گردد.
اما فاجعه‌ای که اتفاق افتاده، جدا سازی اين دو است…
احيانا ريشه‌ی خردمندانه «نص‌گرايی» می‌خشکد و از وحی، جز پوسته‌ای باقی نمی‌ماند. با شيفتگی به پوسته‌ی بی‌ريشه‌ی وحی، ديانت دچار بيماری نص‌پرستی و «نص‌زدگی» می‌شود.
عمده‌ترين آفت ديانت، «نص‌زدگی» است و حاصل آن هم حذف يا کم رنگ ساختن خرد، در ساحت دين است…
نسخه‌ی شيعی «نص‌زدگی»، همان تفکر «اخباری» است و «وهابيت» نيز نسخه‌ی سنی «نص‌زدگی» است.
اين دو فرقه، هزينه‌ی سنگينی را بر «اسلام کامل» تحميل کرده و همچنان می‌کند…
ساحت برخی از دانشمندان اخباری پاک‌تر از این است که برخی جاهلانه‌ها و ظالمانه‌ها و… به آنها نسبت داده شود…
طبقه سومی از اخباریون هم هستند که نه واقعا فقیه و دانشمند هستند و نه هم از علما شمرده می‌شوند. بیشتر جاهلانه‌ها و ظالمانه‌ها و… در این طبقه دیده می‌شود…
کانون لجاجتها و عنادها و جهالتها بیشتر طبقه سوم هستند که متأسفانه به خاطر حب ریاست و…، میداندار و میاندار جریانات اخباری‌گری هم هستند.
با تأکید مجدد بر مستند بودن تمامی آن چه پیش رو دارید و نیز شرمساری از ساحت اخباریون اهل تقوا و ورع این میز را می‌گشاییم.
محمد بن زکریا اخباری
محمد بن زکریا اخباری
محمد بن زكريا بن دينار متوفی سال 298 در کتب رجالی به اخباری بودن متصف شده است. توجه کنید: نجاشی وی را مولی بنی غلاب نامیده است (در زمان قدیم یا شخص باید از عرب باشد یا انتساب به یکی از عشایر عرب پیدا کند که این را می‌گفتند: مولی بنی فلان. شیخ طوسی بحث‌های نسَبی کم دارد ولی نجاشی خودش نسابه است.) مولا بودن محمد بن زکریا روشن نیست. این مرد یکی وجوه اصحاب ما (یعنی شیعه) در بصره بوده و اخباری و دارای علم گسترده بوده است و کتابهای فراوانی تصنیف کرده است… و در سال 298 از دنیا رفته است.[1] اما در مورد این بخش کلام نجاشی که: کان هذا الرجل وجها من وجوه أصحابنا بالبصرة این سؤال مطرح می‌شود که آیا وجه، توثیق است یا خیر؟ اما مشکل این است که وجه بودن او خیلی روشن نیست. چون در کتاب سمعانی وقتی اسم محمد بن زکریا را نقل می‌کند می‌گوید: اصحاب ما می‌گویند: «کان یتشیع» و الله اعلم. معلوم می‌شود اصل تشیع وی خیلی روشن نبوده است و ظاهرش این است که وی در ظاهر سنی بوده است یا تقیه می‌کرده است. و این با عبارت نجاشی که وی وجهی از وجوه اصحاب ما بوده است نمی‌سازد. چون لازمه‌ی وجه شیعه بودن این است که در بصره به بزرگ شیعه بودن معروف باشد و این با عبارت سمعانی نمی‌سازد. اما در مورد این بخش کلام نجاشی که: كان أخباريا واسع العلم اخباری یا حَشْویه یا حَشَویه...
پیشینه اصطلاح اخباری
پیشینه اصطلاح اخباری
اصطلاح اخباری از دیرباز در متون به کار می‌رفته است و شخصیتهای فراوانی نیز به این وصف توصیف گشته‌اند. از آن جایی که کاربرد اخباری بسیار فراوان است، تنها به دو مورد بسنده می‌شود.